أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

552

قانون ( فارسى )

7 - دست و پاها و اندامان رئيسهء بدن را بايد گلاب سرد و افشره‌هاى سرد - كه مىشناسى - بپاشى . 8 - حتما بايد شراب سردشده بنوشد . 9 - اگر بيمار چيزى از قبيل سكسكه و دل به هم آمدن دارد ، بايد كارى كنى كه حرارت بيمار تعديل شود . كوشش كن كه قى كند . به وسيلهء پر گلوى بيمار را غلغلك ده ، كه هم قى را برانگيزد و هم از اثر قى روان به سوى خارج حركت كند . 10 - در حال غش كردن بيمار كارى كن كه در اطرافش سروصداى زياد باشد ؛ بر سرش فرياد بكشند ، تا مىتوانند بلندتر و بلندتر فرياد بكشند و سروصدا راه اندازند . 11 - كارى كن كه غش‌كرده عطسه كند ، حتى اگر به وسيلهء كندر او را به عطسه كردن وادارى ، بايد عطسه كند . اگر كوششت به جايى نرسيد و بيمار به عطسه تن درنداد ، بدان كه مىميرد . 12 - اگر كسى از نتيجهء پاكسازى بدن به غش مبتلا نشده است ، خوراك و غذاهاى خوشبوى اشتهاآور نزد او بگذار ! 13 - اگر همراه غش دل به هم آمدن هست ، به خوراك اشتهاآور خوشبوى نزديك نشود بهتر است . 14 - اگر غش سببش گير كردن خلط در دهانهء معده است ، باز نبايد بيمار غش‌زده را به خوراكهاى اشتهاآور خوش‌بو نزديك كرد . 15 - برحسب تشخيص خودت شراب سرد يا گرم به بيمار بده ، يعنى اگر شخص غش‌زده غش را از سوء مزاج سرد يا سردى كسب كرده است شراب گرم بخورد و اگر غش را از سوء مزاج گرم يا گرما گرفته است شراب سرد بخورد . بايد شرابى را تجويز كنى كه رقيق‌ترين و خوش‌مزه‌ترين و نفوذكننده‌تر از شرابى باشد كه هنوز نيروى گيرنده ( گس‌مزگى ) و يا قبض در آن باقى است . نبايد شرابى بخورد كه تازه ساخته شده است و بسيار تند و نيرومند است . شرابى را كه بحث كرديم و گفتيم رقيق و خوش‌مزه و نفوذكننده باشد ، روان را جمع مىكند تقويت مىنمايد . شرابى را كه به بيمار مىدهى يا تجويز مىكنى كه بخورد ، نبايد زياد تلخ‌مزگى داشته باشد كه طبع بيمار از آن نفرت كند و نبايد شراب غليظ و پرمايه بخورد كه شراب غليظ به سرعت نفوذ نمىكند و دير به سرمنزل مقصود مىرسد . شراب مناسب كه بايد به خورد چنين بيمارى داد ، شرابى است كه رنگش مايل به زرد باشد . درصورتىكه غش از اثر استفراغ و به‌ويژه استفراغ از مسامها باشد - كه حالات متخلخل و غيره دارند - بايد شراب سياه و غليظ به بيمار داد ، كه اولا مغذّىتر از شراب زرد رنگ است و در ثانى خلطها را بيشتر منحرف مىسازد و به تحليل مىبرد ؛ قوام اين شراب براى روان مناسب بوده و روان بدان خو گرفته است .